❤هستی مامان وبابا❤❤هستی مامان وبابا❤، تا این لحظه: 13 سال و 3 روز سن داره
❤عشق مامان وبابا❤❤عشق مامان وبابا❤، تا این لحظه: 4 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

♥♡آرتین و سلین♡♥

*خاطرات آرتین ازبدوتولدتانیم سالگی*

1393/2/17 11:59
نویسنده : سحرمامی آرتین
259 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق مامان.خوبی؟چیکارامیکنی؟مامانی ازوقتی که به دنیااومدی تاسه ماهگیت اصلانمیخوابیدی خیلی اذییت میکردی خیلی سخت بودخستهغمگین.ولی خب خداروشکرکه الآن دیگه مشکل خوابیدنت حل شده ومیزاری من وبابایی هم استراحت کنیممحبت.مامانی خیلی شلوغ شدی.دیگه من وبابایی روبیشترازهرکسی میشناسی.ووقتی ازجلوت ردمیشیم بااون چشای کوشولوت دنبالمون میکنیبوس.فدات بشم که دیگه واسه خودت آقایی شدی.عشق مامان برات اسم اشیاورنگشون رومیگم وشماهم به دقت نیگامیکنیبغل.ازشعرخوندن خیلی خوشت میادخجالت.ووقتی برات میخونم بادقت گوش میدی ووقتی تموم میشه یه لبخندباکلاس میزنیخندونک.خخخخه فدای گلپسرخوش اخلاق خودم بشم الهی...مامانی به همه چیزبادقت نیگامیکنی.به دستات نیگامیکنی انگشتهاتوبازمیکنی نیگامیکنی بعدخم میکنی وبرمیگردونیش وبازنیگا میکنیسوال.تازه گیاهم یادگرفتی سرتومیخارونی ای بغلکلک.خخخخه مامانی فقط یه گله کوچیک ازت دارمشاکیخطا اونم این که فقط وفقط موهامو میکشی ووقتی جیغ میزنم میخندیگریهخنده.عاشقtvدیدنی.ولی توسایت خوندم نبایدتادوسالگیتtvببینیقهر.راستی مامانی دیگه کامل میتونی غلط بزنی.عاشق اون عروسک هزارپات هستی ووقتی میبینیش ولکنش نیستی.قه قههراستی مامانی بعدازعیدبودکه دیدیم اصلاسیرنمیشی وهمش گریه میکنیگریه...بردیمت دکترالبته دکترخودت رفته بودتعطیلات.ومجبورشدیم به یه دکتردیگه ببریمتدلخور.واونم گفت میتونم برات فرنی بدم.راضیخلاصه فرنی روخوردیخوشمزه وبعدازچندروز بردیمت دکترخودت.اونم گفت غذای کمکی روشروع کن.ومنم الآن برات فرنی میدم البته توش یکم روغن زیتون میریزم تایکم وزن بگیریخندونک.عزیزم سوپ اصلادوس ندارینه ووقتی میخوری زودبالامیاریخواب آلود...برات شیرخشک هم دادم ولی نخوردی.ولی حالاتوش یه دونه هم بیسکوییت مادرخردمیکنم وشماهم بااشتهامیخوریتشویق.پوره ی میوه روخیلی دوس داری زیباو........خب دیگهمامانی بقیش هم بمونه برا بعد.چشمک

دوستت داریم نخودفرنگی مامان وبابا

بدرودتابعد...بوس بوسبای بای بای

 

پسندها (3)

نظرات (0)